خرید بک لینک
قصه امروزمون در مورد یک تخم مرغ کوچولو هست به اسم پانی.. پانی همیشه سعی کرده که تخم مرغ خیلی خوبی باشه، خیلی خیلی خوب!!! ولی خیلی خوب بودن سختی هایی رو هم به همراه داره ، می پرسید یعنی چی؟ الان براتون قصه اش رو میگم.. هر کسی در هر جایی که به کمک […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 18:55

  یکی از روزهای گرم تابستانی موش کوچولو تصمیم گرفت که به برادرش که اون طرف دریاچه زندگی می کرد سر بزنه .. اون می دونست که چند روز دیگه روز تولد برادرشه و دلش می خواست برای بردارش هدیه تولد ببره .. موش کوچولو کلی فکر کرد که چطوری می تونه خودش رو به […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 18:55

  در کنار تپه های سرسبز گوسفندی بود که توی سرش رویاهای زیادی داشت. وقتی که همه گوسفندان مشغول دویدن و چرا کردن توی تپه ها بودند، اون بالای تپه می نشست و به پرندگانی که توی آسمون پرواز می کردند نگاه می کرد و با خودش فکر می کرد:” چقدر پرنده ها خوش شانس […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 19:46

توی یک شهر بزرگ و شلوغ ، داخل یکی از محله ها خیابون پهنی بود که پر از خونه و ساختمون بود. نیک پسر کوچولویی بود که توی یکی از این خونه ها زندگی می کرد. آدمهای محله همیشه سرشون به کار خودشون بود. اونها بدون اینکه لبخند بزنند تند تند راه می رفتند تا […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 19:01

در یک شب سرد زمستانی مامان گرگ 2 تا توله گرگ کوچولو رو به دنیا آورد. مامان گرگ با زبونش توله گرگ ها رو لیسید و با محبت بهشون نگاه کرد. یکی از توله گرگ ها خاکستری بود و اون یکی سیاه.. برای همین مامان گرگ اسم اونها رو خاکستری و پنجه سیاه گذاشت. خاکستری […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 19:01

نیلا دختر کوچولویی هست که خیلی وقتها به همراه پدرش توی مزرعه کوچیکی که دارند باغبانی می کنه. اون عاشق کاشتن بذر گیاهان ، آب دادن به اونها و مراقبت از گلها و سبزیجات هست.. از نظر نیلا آدمها هم مثل یک باغ هستند و میتونند هر چیزی که بخوان رو توی وجودشون بکارن و […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 19:01

توی جنگل بلوط راکونی زندگی می کرد به اسم جیلی .. یک روز جیلی یک فیلم خیلی ترسناک رو تماشا کرد که صحنه های ترسناک و ناراحت کننده ای داشت.. اون بعد از دیدن اون فیلم خیلی ترسیده بود و نگران و ناراحت بود. اون دوست نداشت به چیزهایی که دیده فکر کنه و اصلا […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1402 ساعت: 17:05

ها ها ها ها می گن بزرگه لو لو شبیه گرگه لو لو لو لو صداش بلنده ها ها ها ها می خنده ها ها ها ها لو لو گوشاش درازه وای که چه حقه بازه لو لو خیلی قلدره شکمو و پر خوره ها ها ها ها بجه های کوچو لو ترسی نداره لو […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 12:53

قصه امروزمون در مورد یکی از حیواناتی هست که خیلی برای محیط زیست و طبیعت مفیده ، یک حیوان بزرگ و سنگین وزن که توی جنگل زندگی می کنه و خیلی به حیوانات دیگه کمک می کنه ، بچه ها جون شما فکر می کنید در مورد چه حیوونی صحبت می کنم ؟ بله درسته […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 12:53

صفحه بندی